あらすじ
کشورهای غربی از دوران آغاز انقلاب صنعتی در قرن ۱۷ و حتی قبل از آن روند استعمارگری در پیش گرفتند و با توجه به اینکه توانسته بودند به لحاظ علمی و صنعتی و تکنولوژی پیشرفت کنند و ابزار نظامی قدرتمندی هم در اختیار داشته باشند، در مسیر اسارت و به بند کشیدن کشورها و ملتهای دیگر قدم برداشتند. از دورانی که اروپاییها به سمت آفریقا حرکت کردند و میلیونها انسان را به بردگی کشیدند و در اروپا و بعد در آمریکا از آنها بهرهکشیهای بسیار ظالمانهای کردند. این کشورها نقاط مختلف جهان را به تصرف خود درآوردند؛ از آفریقا گرفته تا آسیا و حتی سرزمینی مثل استرالیا که جزیره بزرگ و دور افتاده بود. آنها خودشان را محق میدانستند که سرزمین دیگران را اشغال کرده و منابعشان را در اختیار گرفته و از نیروی انسانی آنها هم استفاده کنند. یکی از بزرگترین این مستعمرات هندوستان بود که نزدیک به دو قرن انگلستان آن را تحت استعمار خود گرفت . حضور استعمار گران در کشور های مختلف عامل شورش ها و نا آرامی های بسیاری در این مناطق بود ومردم کشور های جهان سوم با اندک اگاهی از حقوق خویش حاضر به همکاری با استعمار گران نبوده و به مقابله با انان پرداختند، به تقابل با دشمنی که او رامیدیدند و سایه شوم اش را بر کشور حس میکردند ،با شروع بیداری ملل تحت ستم ،استعمار تغییر شکل داده و به ظاهر عقب نشینی مینماید ولی با تجهیز و ساپورت شخص یا گروهی از مردم همان کشور و حکمرانی ظاهری انان ،چپاول و غارت گری را به روشی دیگر ادامه میدادند و این بار ان که مردم را سرکوب وکشور را غارت میکرد به ظاهر از مردم بومی همان کشورولی در باطن کار گزار قدرت های استعماری بود از این رو بعد از جنگ جهانی دوم و ضعف نظامی قدرت های استعماری واستقلال کشور های افریقایی و اسیائی، کودتا هائی یکی پس از دیگری در این کشور ها به وقوع پیوست و بجای فرمانداران انگلیسی و فرانسوی اشخاصی از اهالی همان کشور ها و ترجیحا نظامی، بر اریکه قدرت نشستند تاریخ کشورهایی که امروزه مدعی شعارهایی همچون آزادی، عدالت، دمکراسی، حقوق بشر و از این قبیل هستند، پر از استعمارگری و بهرهکشی آنها از ملتهای دیگر است. استعمار گران هیچ گاه خواهان ازادی و دمکراسی برای مردم کشورهای تحت سلطه نیستند چون با منافعشان در تضاد است. در دموکراسی، در برابر هر نهاد حكومتی نهادی مردمی وجود دارد كه در تعدیل قدرت به نفع مردم نقش مهمی ایفا میكند. این نهادها عبارت اند از: انتخابات، افكار عامه، اتحادیههای صنفی و تجارتی، احزاب سیاسی، گروههای فشار و... مطبوعات. كسان و گروههایی كه در رأس حكومت قرار میگیرند، ناگزیرند كه حمایت نهادهای مردمی را با خود داشته باشند. تعدیل قدرت در نظام دموکراسی نیز از همین جا است كه به وجود میآید. از این رو با وجود نهاد های دمکراتیک در یک کشور، استعمارگران دست بازی در غارت کشور نداشته وسازمانهای مردمی سدی هستند در مقابل غارتگران.