あらすじ
مجموعهای از هشت داستان کوتاه از فرشته مولوی. داستانهایی با راویهای آشنا از داستانهای دور که در آنها کنجکاوی خود کلید قصه است. قصههایی که شاید به قصهی مادربزرگهای قدیم شباهت داشته باشد که برای کودکان نقل میکردهاند و شاید زبانی ساده به کار برده باشد اما مخاطبش بزرگسال است، رامنشدنیاند و زیرکانه نقل شدهاند. *** داستانهای این مجموعهی کوچک که پیشتر یا در گاهنامهای یا در مجموعهداستانی درآمدهاند، در گذر بازهای کموبیش چهلساله نوشته شدهاند. کهنهترین داستان پری آفتابی و نوترین روزی روزگاری است. اینکه این داستانها را پس از بازنگری و دستکاری اندک در یکجا گرد میآورم از آن روست که در میانشان ویژگی مشترکی میبینم. شاید بتوانم بگویم که جنسی چموش یا سرشتی سرکش دارند و تن به ردهبندی سنی نمیدهند. همین است که در دههی هشتاد چندتایی از اینها - بیشتر به نیت گریز از سانسور و به تدبیر ناشر - با برچسب «مجموعهداستان نوجوان» درآمد. از نگاه منِ نویسنده و خواننده داستانهای آمده در اینجا بیش و پیش از آنکه از زمرهی داستان برای هر سنوسال یا همهسالان باشند، از جنس داستانهاییاند که روکار کودکانه و توکار بزرگسالانه دارند و گرچه ساده مینمایند، آسانیاب نیستند و هستهای سخت دارند. *** این کتاب را نشر نوگام در لندن منتشر کرده است.